کاش
کاش می آمدی.می آمدی و می دیدی.
می دیدی که چگونه چشم هایی که می گفتی نمی خواهی حتی یک لحظه ابری باشد حالا هر روز و هر لحظه بارانی است!!!!
هر بار به یاد روزهای گذشته ، عمیق و سر د می بارد.
تو را چه می شد اگر تنهایم نمی گذاشتی.اگ ر به می بارد و می بارد و می بارد.
زخم هایم مرحم می ماندی و خود زخم تازه نمی شدی.
زخمی عمیق که این بار تا عمق روحم را به جدال طلبید.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 21:59 توسط رضا
|
چون عود نبود چوب بید آوردم