تو کجایی؟؟؟
روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم
شهر را به اتش می کشم.
اما...
اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم تا...
تا ببینم او کجاست
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15:2 توسط رضا
|
روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم
شهر را به اتش می کشم.
اما...
اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم تا...
تا ببینم او کجاست
چون عود نبود چوب بید آوردم