کدام دل ای بیدل

برسربازار مکاره ای:


کسی ایستاده بود وداد می زد دلم ؛ دلم.


هرکس دوایی تجویز می کرد،


غافل از این که آن شخص دنبال دل همدردش می گشت .


نه دوایی برای دل دردش .....


ازتنها شایان