دردناک تر
صبر کردن دردناکه
و فراموش کردن دردناک تر
ولی دردناک تر اینه که ندونی باید
صبر کنی یا فراموش

هر بار کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شدم
اونقدر که ترس از گرفتن دست کسی دارم
ترس از گم شدن ندارم.....

یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
آموخته ام كسی كه یادم نكرد من یادش كنم
شاید او تنها تر از من باشد

ازمرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد .
و فراموش کردن دردناک تر
ولی دردناک تر اینه که ندونی باید
صبر کنی یا فراموش

هر بار کودکانه دست کسی رو گرفتم گم شدم
اونقدر که ترس از گرفتن دست کسی دارم
ترس از گم شدن ندارم.....

یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست
آموخته ام كسی كه یادم نكرد من یادش كنم
شاید او تنها تر از من باشد

ازمرگ نترسید از این بترسید که وقتی زنده اید چیزی درون شما بمیرد .
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 6:29 توسط رضا
|

چون عود نبود چوب بید آوردم