باز باران

باز باران، با ترانه... میخورد بر بام خانه...
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟ آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟ فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران، گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر، کجا رفت، خاطرات خوب و رنگین؟
در پس آن کوی بن بست ، در دل تو آرزو هست؟
کودکِ خوش حال دیروز، غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد ، آرزو ها رفته بر باد
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۴ ساعت 17:26 توسط رضا
|
چون عود نبود چوب بید آوردم